گاهی هر چه می نشینم و با خودم کلنجار می روم که بنویسم ، نمی شود. چند خطی می نویسم و پاک می کنم. حالا هم هرچه کوشیدم درباره موضوعی که مدتی است ذهنم را مشغول کرده بنویسم نشد که نشد. دستم اصلا به نوشتن نمی رود. اما بالاخره؛
روزی خواهم آمد و پیامی خواهم داد...
گرفتار درس که بودم پرپر میزدم براي ذرهاي فراغت بال و كمي لم دادن پاي تلويزيون يا ديدن فيلم كه شيرينترين سرگرمي من است، اما براي همهي اينها شايد ۲ روز هم وقت نداشتم. مثل هميشه سفر مرا برد؛ سفرهاي پي در پي تا آنجا كه هنوز در سفرم و خواهم بود. اما سفر هم عالمي دارد،دنياي آدم حسابي عوض ميشود،اگر چه روزها و شبها آنطور كه ميخواهي نميگذرد اما خودش تجربهاي است.
...کجاست جای رسیدن و پهن کردن یک فرش
و بی خیال نشستن
و گوش دادن به
صدای شستن یک ظرف زیر شیر مجاور ؟...
شروع سال ۷۸، شروع خوبي بود، اميد كه سالي پر از روزهاي خوب باشد.
حسابي دلگيرم از اين زمانهي پست. آنقدر كه نميتوانم بنويسم چرا كه هر چه بنويسم نفرين است و لعنت، لعنت به همهي كساني كه ظلم ميكنند و خدايي در زمين...
فردا ميروم و راي ميدهم، آنهم به كساني كه شايد كمتر از بيست درصد آنچه در نظرم از يك نماينده دارم را دارا نيستند، اما باز هم راي ميدهم، چون نميخواهم آنچه دشمنان آزادي ميخواهند تمام و كمال محقق شود، نميخواهم اين كوچكترين منفذ تنفس را هم بر خود ببندم، نميخواهم در ايجاد مجلسي ناتوان و ننگين سهيم شوم و ميخواهم برگ راي من سند مقاومت من در برابر خودكامگيهاي غاصبان عدالت باشد و حتي اگر اين انتخابات مخدوش شد اين سند بماند، كاش اين اسناد آنقدر باشد كه تاريخ نتواند بر آن چشم بپوشد و كاش خدا اينقدر به بدان زمين مهلت نميداد وكاش و كاش و كاش...
بعد از هفتهها اين واقعا خبر خوبي بود.
همين روزها انقلاب ايران ۲۹سالش تمام مي شود و كمي بعد براي هشتمین بار كرسيهاي قانونگذاري اين كشور به استقبال منتخبان جديدي خواهند رفت. تقارن مباركي است اگر بگذارند.انقلاب اسلامي ايران درخشيد به شعار زيباي استقلال،آزادي،جمهوري اسلامي وحالا با گذشت حدود سه دهه از عمرش آيا باز هم مي تواند ببالد به تحقق اين شعار؟ آيا همان شد كه پدران ومادرانمان در پياش بودند؟ آيا اين همان جمهوري اسلامي است كه امام فرمود:"مراد از جمهوري همان معناي رايج در دنياست"؟ آيا در تمام نظامهاي جمهوري به بينش و شعور مردم اينچنين جسارت مي شود و مديراني از ميان مردم از صحنه انتخاب شدن كنار زده مي شوند و صلاحيتشان توسط رقيبشان رد مي شود؟ طنز داستان اينجاست كه از اين رسوايي بزرگ به شايعه ياد مي شود وزير كشور منكر حذف اصلاح طلبان از صحنهي رقابت انتخاباتي مي شود! آري اين است نماد تحقق شعار دوم و سوم انقلاب ايران...
نيك بنگري تقارن نامتقارني است كه رخ ميدهد. در عجبم از اين همه قدرتطلبي كه نه ميهنپرستي ميشناسد و نه آيندهنگري. مگر تا به كي اين روش مي تواند دوام بياورد؟ در اين دنياي به هم متصل و در اين دهكدهي جهاني كه اگر لحظهاي متوقف شوي سالها عقب افتادهاي، اين روش غير دموكراتيك و خودخواهانه چقدر عمر خواهد داشت؟ نگذاريم با سياستهاي غلط برگي از تاريخ يك ملت سياه شود، فقط براي آنكه ميترسيم از صداي مخالف. جهان كوچك امروز همهي اين وقايع را ميبيند و ما هر روز در دنيا منزويتر ميشويم.
اما ما، ميمانيم و شكيبايي ۳۰سالهي نسل اوليها را در پيش خواهيم گرفت. ميمانيم و حتي به شكست راضي خواهيم بود چرا كه مردم را مالكان اصلي اين نظام ميدانيم. ايران براي همهي ايرانيان است و اين حق روزي به صاحبانش باز خواهد گشت و فراموشمان نميشود كه معناي ظلم به روايت پيشوايان مذهبيمان همين ستاندن حق است از صاحبش.
حالا حدود سه دهه از انقلاب ايران ميگذرد و شعار استقلال،آزادي،جمهوري اسلامي در گوشمان زنگ ميزند.


