دو روز گذشته در"كارگاه مديريت نيروهاي داوطب" كه"موسسه كنشگران داوطلب" برگزاركننده آن بود، شركت كرده بودم. كنشگران يك موسسه غيرانتفاعي پركار و وسيع است كه هدف غايي خود را آموزش همه ايرانيان در زمينههاي مختلف اجتماعي قرار داده و تاكنون در دستيابي به اين هدف تقريبا توقفي نداشته است. موضوع كارگاه واقعا بكر و در عين حال بسيار كاربردي و مفيد بود. من كه براي يادگيري روشهاي امروزين حفظ نيروهاي داوطلب رفته بودم، نكات ظريف و جالبي كسب كردم كه حتما براي فعاليتهاي اجتماعي و سياسيام پركاربرد خواهد بود.
يكي از مواردي كه در راستاي همين بحث و از جمله فعاليتهاي كارگاهيمان بود، خودشناسي و ديگرشناسي براساس يك تقسيمبندي روانشناسانه از افراد بود كه درواقع مبناي روش برخورد با داوطلبان را برپايه همين تقسيمبندي مينهد. در اين روش تمام افراد جامعه به 4 گروه "بنيانگذار"، "فروشنده سيار"، "كاپيتان محتاط" و "متفكر سيستمها" تقسيم ميشوند. فعلا قصد ندارم توضيح بيشتري در اين زمينه بدهم، چون خودم هنوز مرز مشخصي ميان آنها قائل نيستم. اما نكته قابل تامل در اين بحث، روشهاي برخورد با داوطلبان با توجه به ويژگيهاي شخصيتي هر يك از آنها –كه براساس اين روش هر كدام در يكي از گروهها قرار ميگيرند- است، به عبارت ديگر، اگر بخواهيم داوطلباني كه تشكل ما را برگزيدهاند حفظ كنيم، قبل از تقسيم مسئوليتها و ارائه برنامهها،بايد ويژگيهاي شخصيتي هريك را شناخته و به كمك پيشنهادات اين روش با هر تيپ، برخورد متفاوتي داشته و مسئوليت متمايزي به او بسپاريم. اين البته يك جنبه اين روش است، مهمتر از آن شناسايي موقعيتهاي مناسب براي خود است، يعني من اگر خودم را "بشناسم"، ميدانم كه براي چه پستي مناسبترم. به شرط آنكه خود را فريب ندهم و به همان اندازه كه در نقاط قوت ام شكي ندارم، نقاط ضعف خود را ديده و بر اين اساس در منصبي كه جاي من نيست قرار نگيرم. حرف سادهاي است ولي عمده مشكلات ما در جامعه همين خودفريبي هاست كه يقينا به ديگرفريبي هم منجر خواهد شد.
آخرسر باز هم به همان نتيجه هميشگي رسيدم؛ ريشه همه مشكلات در خود ماست، آن را در ديگري جستجو نكنيم.
داستان هتاكيها به ساحت پيامبر اسلام(ص) به رغم قدمت 5 ماههاش، تنها 3هفته است بحث داغ مجامع خبري ايران شده است. سياسي شدن اين موضوع توسط حاكميت و بهره برداري از احساسات مذهبي ايرانيان در جهت مسائل هستهاي و به دنبال آن، به راه انداختن شوري تصنعي در اعتراض به اين اهانتها مسألهاي است كه نبايد به سادگي از كنار آن گذشت. در اين خصوص، يادآوري چند نكته ضروري است:
1. داستان كاريكاتورها به ماه سپتامبر باز ميگردد، يعني دست كم 5 ماه از اين ماجرا ميگذرد و از شيوع آن در بين مسلمين هم بيش از 3ماه. موج اعتراضات در آن كشورها از همان ماهها آغاز شد. اما آنچه بيش و پيش از همه قلب مسلمان ايراني را ميسوزاند اين است كه در ايران اعتراضهاي علما از حدود 1 ماه پيش آغاز شد و راهپيماييها از روزهاي بعد. يعني در روزهايي كه مسئلهي هستهاي ايران يكي از بحرانيترين شرايط خود را ميگذراند. اعتراضات هم كه با نام پيامبر اكرم(ص) آغاز شده بود به سرعت تغيير ماهيت داد و همزمان با ارسال گزارش هستهاي ايران به شوراي امنيت به شعار "انرژي هستهاي حق مسلم ماست" مبدل شد.
2. اين را با قطعيت ميتوان گفت كه كمتر ايرانيي خود اين تصاوير موهن را ديده و يا حتي محتواي آن را ميداند. اگرچه ديدني هم نيست اما آنچه در دل مسلمين جهان شور آفريد و چنين حركتهاي خودجوشي را در ساير كشورهاي اسلامي پديد آورد آگاهي خود ملتها نسبت به اين موضوع بود. به عبارت ديگر، چيزي كه در ايران رخ داد به عكس همه كشورهاي اسلامي بود. اول آنكه مردم ما تنها "شنيدند" كه كاريكاتورهايي در اهانت به رسول اكرم ترسيم شده، آنهم از رسانه ملي. دوم آنكه به راهپيمايي "دعوت شدند" آنهم از سوي حاكميت. و بعد هم كه حركتهاي تقليدي شروع شد؛ تقليد دانشجويان بسيجي يا بسيجيان دانشجو از مردم لبنان و اردن و ساير كشورهاي مسلمان.
آنچه غرب بدان واقف است مرزبندي اعتراضات مردمي با دولتهايشان در ساير كشورهاي اسلامي و دولتي بودن راهپيماييهاي صورت گرفته در ايران است، و آنچه دولت ايران خود را بدان دلخوش كرده فرض ناداني غرب.
روزگار غدار كه ميگويند همين است. "بهانه خلقت" و پيامبر رحمت حتي در كشوري كه حياتاش به مسلماني و آبرويش به نام اوست، ابزار ارضاي اشتهاي قدرتطلبان قرار ميگيرد، نامش در ميان بازيهاي ناجوانمردانهي سياسي گم ميشود و بيحرمتي به او تنها با خشونتهاي تقليدي پوچ پاسخ ميگيرد؛ اقدامي كه خود ضربهاي ديگر بر پيكر دين اوست.
دست هر بيمغزي در كار اين جسارت بوده قصه مفصلي است كه خود مجالي ديگر ميطلبد، اما در اين فضاي پرهيجان نبايد بر اين جسارت مضاعف چشم پوشيد و لب بست.
از امروز من هم به جمع وبلاگنويسها پيوستم. خودتان بهتر ميدانيد كه شروع كار بدون همراهي و همفكري قديميترها سخت است، پس بيصبرانه منتظر نظرات و راهنماييهايتان هستم.



