تبليغاتX
صدای سکوت

حالا مي‌فهمم پليس زن به چه دردي مي‌خورد. بالاخره 8 مارسي(روزجهاني زن)،‌ 22 خردادي(سالگرد اعلام قطع‌نامه‌معترضين به نقض حقوق زنان در قوانين موجود با محتواي منع چندهمسری، لغو حق طلاق يکطرفه مرد، حق ولايت و حضانت بر فرزند توسط پدر و مادر به طور مشترک، تصويب حقوق برابر در ازدواج، تغيير سن کيفری دختران به ۱۸ سال، حق شهادت و ديه برابر، و لغو قانون قراردادهای موقت کار و ديگر قوانين تبعيض آميز عليه زنان) و روزهايي از اين دست فرا مي‌رسند كه زناني معترض به نقض حقوق‌شان باشند و در جايي تجمع كنند  و زناني ديگر هم در راستاي انجام وظيفه مشغول ضرب و شتم ايشان!!! تعجب نكنيد اينان زن‌اند و آنان هم زن اما يكي "مي‌بيند و مي‌داند" و ديگري نه مي‌بيند و نه مي‌داند و حتي وقتي با باتوم‌اش به جان معترضين مي‌افتد لحظه‌اي هم به علت اعتراضشان نمي‌انديشد.

 

Women in  IRAN  -تجمع زنان

اما از سوي ديگر اين برخوردها علامت خوبي است براي جنبش زنان. معلوم است كه جنبش زنان را جدي گرفته‌اند و مبارزه براي استيفاي حقوق زنان از فاز تعارف و مصالحه خارج شده و به سوي برخوردهاي مستقيم در حركت است و فعالين جنبش زنان در ايران هم به جمع هزينه‌داده‌هاي اين جنبش در سراسر جهان خواهند پيوست.
+ نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 14:54  توسط سیده زینب بحرینی  | 


به دستور آيت‌الله هاشمي شاهرودي اجراي حكم فريد مدرسي 2 ماه به تعويق افتاد.
+ نوشته شده در  جمعه 12 خرداد1385ساعت 23:17  توسط سیده زینب بحرینی  | 


چند روزی بود که داشتم درباره فیلم بی‌نظیر تایتانیک می‌نوشتم اما اتفاقاتی افتاد که نتوانستم بی‌تفاوت نسبت به آنها،به نقد فیلمی بپردازم.
اولین مورد جنجالی بود که کاریکاتور روزنامه ایران به‌پا کرد و هموطنان ترک‌زبان را به خیابان‌ها کشاند. شاید بهتر است نام‌اش را بهانه بگذاریم نه عامل. من اما این کاریکاتور را آنقدر توهین‌آمیز ندیدم که موجب شود مردم تبریز به خیابان‌ها بریزند و آشوب به‌پا کنند، چرا که سابقه مردم تبریز در تشخیص موقعیت‌های حساس و خطیر، در تاریخ ایران بسیار درخشان است. بی‌شک ماجرا از یک کاریکاتور فراتر است.این ندای خشم فروخورده‌ای است که از حنجره ترک‌زبانان برخاسته و به زودی علت اصلی آن مشخص خواهد شد.
اما موضوع مهمتری که ذهنم را پریشان کرد، تایید حکم یک سال زندان فرید مدرسی بود که دیروز از آن مطلع شدم. از دسته چهارنفری همبندان قم، تنها فرید با چنین حکمی مواجه شد. از همان ابتدا هم کاملا مشخص بود منتظری دادستان قم کینه عمیقی نسبت به فرید و سایر همبندان‌اش دارد و تمام اهتمام‌اش را برای به دام‌ا‌نداختن دست کم یکی از آنها خواهد گذاشت. در مورد سایرین موفق نبود اما فریدبه سبب حکم پیشین دادگاه تهران (6 ماه حبس تعلیقی) بیش از همه در معرض خطر بود و برای منتظری همین کافی بود تا هرچه آبرو در دادستانی قم دارد خرج کند تا با یک حکم شش ماهه تعزیری حبس یک ساله ای برای فرید مدرسی فراهم کند و گویا موفق شد.
از آنجا که فرید دانشجو است، در حال حاضر آنچه مهم است تلاش برای تعویق اجرای حکم اوست. لذا از همه دوستان وبلاگ نویس می‌خواهم در یک اقدام دسته جمعی برای جلوگیری از انجام حکم در موعد مققر، درخواست "تعویق اجرای حکم برای فرید مدرسی" را در وبلاگ هایشان قرار دهند تا شاید در یک حرکت جمعی تنها بتوانیم فرید را در دادن امتحاناتش یاری کنیم. شاید هم این زمان فرصت را برای رایزنی‌های ممکن فراهم آورد.
به هر حال پایان تلخی برای پرونده بچه‌های قم خواهد بود اگر فرید 1 سال از جوانی‌‌اش را در زندان لنگرود قم بگذراند. تنها امیدواری‌ام دعای مادر صبور و ستمدیده‌اش و تلاش همسر مهربان اوست. همه دعا کنیم فرید دیگر به زندان بازنگردد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 خرداد1385ساعت 21:25  توسط سیده زینب بحرینی  |