تبليغاتX
صدای سکوت

   "اكبر محمدي كه دانشجوي پزشكي معرفي شده است شب گذشته پس از 9 روز اعتصاب غذا  در زندان اوين جان باخت." اين خبري بود كه راديو بي‌بي‌سي در بخش‌هاي شامگاهي خبر 9/5/85 اعلام كرد. اين خبر به هيچ عنوان از طريق بخش‌هاي مختلف صداو سيماي جمهوري اسلامي اعلام نشد و به جاي آن خبر بازديد اكبر اعلمي از زندان اوين و عدم اجازه بازديد وي از بند 229 اطلاعات به گونه‌اي عنوان شد كه گويا وي از وضعيت ساير بندهاي زندان اوين اظهار رضايت كرده و مورد تاييد وي بوده است. حال آنكه اعلمي پس از مشاهده وضعيت زندان و ممانعت از حضور وي در بند 229 ، وزير اطلاعات را براي طرح سوال به مجلس فراخوانده است.

   اين هم برگ ديگري از تاريخ جنبش دانشجويي ايران است كه چنين سياه و تاريك ورق مي‌خورد و نام دانشجوي ديگري چنين مظلومانه به فهرست قربانيان آزادي مي‌پيوندد. براستي تا ديروز چند نفر در ايران و يا سراسر جهان نام اكبر محمدي را شنيده بودند ويا اصلا مي‌دانستند كه منوچهر محمدي برادري به نام اكبر دارد كه در زندان اوين تحت بدترين شرايط به بيماري‌هاي متعددي چون ديسك، ام‌اس و ساير بيماري‌هاي داخلي مبتلا شده است؟ چند نفر از نامه‌هايي كه وي به سران نظام از جمله رئيس قوه قضائيه نوشته بود و در آنها از كابل‌ها و شلاق‌هايي كه بر جان وي فرود آمده بود، دادخواهي كرده بود مطلع بودند؟ و حالا دنيا بايد نام او را پس از مرگ مشكوك‌اش در زندان اوين بشناسد و نام او به نام قربانيان تلاش براي حقوق بشر پيوند بخورد. چرا سران نظام جمهوري اسلامي ذره‌اي به آبروي اين كشور اسلامي نمي‌انديشند؟ به چه بهايي بايد زهرا كاظمي، اكبر محمدي و بي‌گناهاني از اين دست حذف شوند؟ و هزينه اين حذف شدن را چه كسي بايد بپردازد؟ و به راستي پايان راه كجاست؟ آيا بايد چشم‌انتظار يك رفرميسم داخلي بود كه البته هزينه نامحدودي خواهد داشت و آن هم جان بسياري از تحول‌خواهان خواهد بود؟ يا بايد به روزي انديشيد كه يك قدرت خارجي راه اصلاح اين نظام را در پيش بگيرد و به شيوه‌اي انساني يا حتي ضدبشري سران اين نظام را وادار به پذيرش ابتدايي‌ترين مباني حقوق بشري كند؟

    اين روزها جنگ ميان اسرائيل و حزب‌الله به عنوان مهمترين موضوع در محافل خبري دنيا مطرح است. از جنايات اسرائيل درقانا و اقدامات تلافي‌جويانه حزب الله در شهرهاي مختلف اسرائيل همه در صدر اخبار روز قرار گرفته‌اند .رسانه‌هاي جمهوري اسلامي ايران هم كه همواره از پيشتازان دفاع از مظلومين جهان- به ويژه آنان كه تحت ستم آمريكا و اسرائيل واقع شده‌اند- بوده و هستند اين روزها در هر لحظه و هر موقعيت به دفاع از مردم بي‌گناه لبنان مي‌پردازند و جمله‌اي كه مدام برصفحه اين تلوزيون نقش مي‌بندد اين است:" باي ذنت قتلت؟". اما در دنياي امروز ما كه  پراز شعارهاي حقوق بشري است، آيا هيچ يك از نهادهاي بين‌المللي مدافع حقوق بشر نمي‌خواهند به  دفاع از جان‌باختگان راه انديشه و بيان در ايران بپردازند و از مسببان چنين ستمهايي بپرسند؛" باي ذنت قتلت؟".   

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مرداد1385ساعت 11:0  توسط سیده زینب بحرینی  |