تبليغاتX
صدای سکوت

درس می خوانم. مدتهاست همه فعالیت هایم به حال تعلیق درآمده اند. کار، مشارکت، وبلاگ نویسی با همه این ها هنوز هم از برنامه هایم عقب هستم. کیفیت و کمیت دروس فیزیک شهره عالم است و نیاز به توضیح اضافی ندارد چه رسد به اینکه برای کنکور ارشد هم بخوانیشان. اینبار تصمیم ام جدی است. باید بخوانم و قبول شوم. مهمترین عاملی هم که مرا به خواندن تشویق کرد، این بود که فهمیدم همه آنچه در چهارسال سخت دانشجویی خواندم از یاد برده ام و اگر امروز برای به یادآوردن آنها تلاش نکنم دیگر نمی توانم جبران کنم.

اینبار هم یک اتفاق ناگوار مرا به نوشتن واداشت. توقیف روزنامه شرق و مجله نامه. شرق 4 ساله ی محتاطی که از ابتدا آمده بود بماند و بد هم نماند؛ اما بی صبری بنیادگرایی در چنین مواردی خود می نمایاند.

توقیف یک روزنامه یعنی پراکندن افرادی که بیش از یک نفرند ؛"جمعی" شده اند که هر روز منتظر آمدن روزنامه روی دکه است و این "مجموعه" همیشه برای یک حکومت توتالیتر بزرگترین خطر است.

شرق دیگر نگران کننده شده بود، پس نباید می ماند. همه این نگرانی ها هم ناشی از همان اشتهای قدرت است، می گیرد، می بندد، توقیف می کند و بالاخره برای همیشه حذف می کند.  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت 20:18  توسط سیده زینب بحرینی  |