روزي مصباح يزدي دانشگاه ها را مراكز فساد اخلاقي خطاب ميكند و روزي ديگر در سالروز فاجعه 18 تير تمامي اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم بازداشت ميشوند. اين است داستان زندگي در كشوري كه علم در آخرين جايگاه ارزش و اعتبار قرار گرفته است. باز تكرار همان روزهايي كه باور كرديم اگر بدانيم براي عدهاي خطرناك خواهيم بود. براي آنان كه بيم دانايي مردم خواب از چشمانشان ربوده است و هر آنچه زر و زور و تزوير در دست دارند به كار بستهاند تا نخبگان حذف كنند و راه نخبه شدن بندند. روزنامهاي به شمارگان 50 نرسيده توقيف موقت ميشود، دانشجويان به فساد اخلاقي متهم ميشوند و هر روز از دانشگاههاي مختلف خبر بازداشت، محروميت از تحصيل و تعليقشان به گوش ميرسد و در اين ميان هيچكس نميپرسد گناه دانستن چيست؟ اگرچه پاسخ از پيش پيداست؛ ملتي كه بداند بلاي جان حاكمان است، ملتي كه بداند مطالباتش بيش از آب وبرق و نان است، بيش از ارزاني ورفاه اقتصادي است. ملت دانا خطاهاي حاكمان را ميبيند، اعتراض ميكند و در برابر ظلم آرام نمينشيند. مردم آگاه آزادي انديشه و دموكراسي ميخواهند و به دنبال مطالبهي حقوقشان نهادهاي مدني تشكيل ميدهند و منهايشان ما ميشود و اين ماها در طول تاريخ چه خودكامگاني كه برنينداختند و چه آزاديها كه هديه نكردهاند.
پس براي آزادي بايد خواند و دانست.
در این شبها که هر آیینه با تصویر خویش بیگانه است؛
و پنهان می کند هر چشمه ای سر و سرودش را
چنین بیدار و دریا وار
تویی تنها که می مانی
تقدیم به روان پاک دو عزیزِ؛ شریعتی و چمران


