بعد از آزادي دكتر رزاقي، بازداشتها تمام نشد و هر روز خبري از بازداشت دانشجويان و فعالان سياسي اجتماعي به گوش ميرسد. باقي در شرايط بسيار وخيمي به سر ميبرد و دست همگان از یاری رساندن کوتاه است.
دیشب اما رسانه های خبری دنیا از بوش گفتند و صدا و سیمای ما نیز از چوپان دروغگو!. شادی رسانه ملی و البته احمدی نژاد آنچنان است که گویا تا پیش از این خود بر این باور نبوده اند. آیا به همین راحتی و سادگی باید به این سخنان دل خوش داشت؟ آیا در میان این همه مقام بلندپایه کسی نیست که بیندیشد چگونه این همه جنجال به راه افتاده در دنیا و این همه فشار و تهدید با یک گزارش تمام شد؟ به راستی برای این همه رجل! سیاسی دولت نهم عجیب نیست که مقامات آمریکا پس از ماه ها تلاش برای اثبات خطر ایران تازه به یاد جاسوسی بیفتند و نتیجه اش را هر چه باشد اعلام کنند؟ اگر چه پس از گذشت بیش از دو سال از عمر دولت نهم، نداشتن کمترین میزان تحلیل و توان دیپلماتیک اين سياستمداران! سخن تازهاي نيست و عجيب نيست اندكي نينديشند كه شايد ايران و داستان هستهاي، امروز توپي است كه در بازي آمريكا و رقباي تاريخياش از اين زمين به آن زمين پرتاب ميشود، يا حتي در بازي مردان دولت فعلي آمريكا با رقباي سياسي وطنيشان. به راستي دنيا در دست كمخردان بوده و خواهد بود. پديدههاي چون خاتمي كه در راس قدرت بيش از هر امري به صلح جهاني بينديشند كم و انگشتشمار بوده اند. تا بوده معناي قدرت با جنگ و خونريزي و پايمال شدن حقوق بشر همراه بوده است. جنگهاي جهاني، جنگ ميان دولتها،جنگهاي داخلي، پروندههايي كه براي تحريم و تحديد ملل مختلف گشوده ميشود همه و همه شاهداني بر اين مدعايند. تمام ويرانيهاي دنيا محصول همين بازيهاي تلخ سياسي ميان مردان سياسي است و بازنده هميشگي اين بازي مردمي هستند كه يا سايهي يك نظام استبدادي بر سرشان سنگيني ميكند و يا مردمي كه در حكومتهاي دموكراتيك و نيمه دموكراتيك خود به انتخاب غلطي دست زدهاند.
ماجراي هستهاي ايران نيز روزي تمام خواهد شد اما اميد كه اين پايان شروع يك مصيبت بزرگ براي مردم جهان نباشد.



