حسابي دلگيرم از اين زمانهي پست. آنقدر كه نميتوانم بنويسم چرا كه هر چه بنويسم نفرين است و لعنت، لعنت به همهي كساني كه ظلم ميكنند و خدايي در زمين...
فردا ميروم و راي ميدهم، آنهم به كساني كه شايد كمتر از بيست درصد آنچه در نظرم از يك نماينده دارم را دارا نيستند، اما باز هم راي ميدهم، چون نميخواهم آنچه دشمنان آزادي ميخواهند تمام و كمال محقق شود، نميخواهم اين كوچكترين منفذ تنفس را هم بر خود ببندم، نميخواهم در ايجاد مجلسي ناتوان و ننگين سهيم شوم و ميخواهم برگ راي من سند مقاومت من در برابر خودكامگيهاي غاصبان عدالت باشد و حتي اگر اين انتخابات مخدوش شد اين سند بماند، كاش اين اسناد آنقدر باشد كه تاريخ نتواند بر آن چشم بپوشد و كاش خدا اينقدر به بدان زمين مهلت نميداد وكاش و كاش و كاش...
+
نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 23:18 توسط سیده زینب بحرینی
|


