چند روزی بود که داشتم درباره فیلم بینظیر تایتانیک مینوشتم اما اتفاقاتی افتاد که نتوانستم بیتفاوت نسبت به آنها،به نقد فیلمی بپردازم.
اولین مورد جنجالی بود که کاریکاتور روزنامه ایران بهپا کرد و هموطنان ترکزبان را به خیابانها کشاند. شاید بهتر است ناماش را بهانه بگذاریم نه عامل. من اما این کاریکاتور را آنقدر توهینآمیز ندیدم که موجب شود مردم تبریز به خیابانها بریزند و آشوب بهپا کنند، چرا که سابقه مردم تبریز در تشخیص موقعیتهای حساس و خطیر، در تاریخ ایران بسیار درخشان است. بیشک ماجرا از یک کاریکاتور فراتر است.این ندای خشم فروخوردهای است که از حنجره ترکزبانان برخاسته و به زودی علت اصلی آن مشخص خواهد شد.
اما موضوع مهمتری که ذهنم را پریشان کرد، تایید حکم یک سال زندان فرید مدرسی بود که دیروز از آن مطلع شدم. از دسته چهارنفری همبندان قم، تنها فرید با چنین حکمی مواجه شد. از همان ابتدا هم کاملا مشخص بود منتظری دادستان قم کینه عمیقی نسبت به فرید و سایر همبنداناش دارد و تمام اهتماماش را برای به دامانداختن دست کم یکی از آنها خواهد گذاشت. در مورد سایرین موفق نبود اما فریدبه سبب حکم پیشین دادگاه تهران (6 ماه حبس تعلیقی) بیش از همه در معرض خطر بود و برای منتظری همین کافی بود تا هرچه آبرو در دادستانی قم دارد خرج کند تا با یک حکم شش ماهه تعزیری حبس یک ساله ای برای فرید مدرسی فراهم کند و گویا موفق شد.
از آنجا که فرید دانشجو است، در حال حاضر آنچه مهم است تلاش برای تعویق اجرای حکم اوست. لذا از همه دوستان وبلاگ نویس میخواهم در یک اقدام دسته جمعی برای جلوگیری از انجام حکم در موعد مققر، درخواست "تعویق اجرای حکم برای فرید مدرسی" را در وبلاگ هایشان قرار دهند تا شاید در یک حرکت جمعی تنها بتوانیم فرید را در دادن امتحاناتش یاری کنیم. شاید هم این زمان فرصت را برای رایزنیهای ممکن فراهم آورد.
به هر حال پایان تلخی برای پرونده بچههای قم خواهد بود اگر فرید 1 سال از جوانیاش را در زندان لنگرود قم بگذراند. تنها امیدواریام دعای مادر صبور و ستمدیدهاش و تلاش همسر مهربان اوست. همه دعا کنیم فرید دیگر به زندان بازنگردد.
اولین مورد جنجالی بود که کاریکاتور روزنامه ایران بهپا کرد و هموطنان ترکزبان را به خیابانها کشاند. شاید بهتر است ناماش را بهانه بگذاریم نه عامل. من اما این کاریکاتور را آنقدر توهینآمیز ندیدم که موجب شود مردم تبریز به خیابانها بریزند و آشوب بهپا کنند، چرا که سابقه مردم تبریز در تشخیص موقعیتهای حساس و خطیر، در تاریخ ایران بسیار درخشان است. بیشک ماجرا از یک کاریکاتور فراتر است.این ندای خشم فروخوردهای است که از حنجره ترکزبانان برخاسته و به زودی علت اصلی آن مشخص خواهد شد.
اما موضوع مهمتری که ذهنم را پریشان کرد، تایید حکم یک سال زندان فرید مدرسی بود که دیروز از آن مطلع شدم. از دسته چهارنفری همبندان قم، تنها فرید با چنین حکمی مواجه شد. از همان ابتدا هم کاملا مشخص بود منتظری دادستان قم کینه عمیقی نسبت به فرید و سایر همبنداناش دارد و تمام اهتماماش را برای به دامانداختن دست کم یکی از آنها خواهد گذاشت. در مورد سایرین موفق نبود اما فریدبه سبب حکم پیشین دادگاه تهران (6 ماه حبس تعلیقی) بیش از همه در معرض خطر بود و برای منتظری همین کافی بود تا هرچه آبرو در دادستانی قم دارد خرج کند تا با یک حکم شش ماهه تعزیری حبس یک ساله ای برای فرید مدرسی فراهم کند و گویا موفق شد.
از آنجا که فرید دانشجو است، در حال حاضر آنچه مهم است تلاش برای تعویق اجرای حکم اوست. لذا از همه دوستان وبلاگ نویس میخواهم در یک اقدام دسته جمعی برای جلوگیری از انجام حکم در موعد مققر، درخواست "تعویق اجرای حکم برای فرید مدرسی" را در وبلاگ هایشان قرار دهند تا شاید در یک حرکت جمعی تنها بتوانیم فرید را در دادن امتحاناتش یاری کنیم. شاید هم این زمان فرصت را برای رایزنیهای ممکن فراهم آورد.
به هر حال پایان تلخی برای پرونده بچههای قم خواهد بود اگر فرید 1 سال از جوانیاش را در زندان لنگرود قم بگذراند. تنها امیدواریام دعای مادر صبور و ستمدیدهاش و تلاش همسر مهربان اوست. همه دعا کنیم فرید دیگر به زندان بازنگردد.
+
نوشته شده در یکشنبه 7 خرداد1385ساعت 21:25 توسط سیده زینب بحرینی
|


