تبليغاتX
صدای سکوت

سالهاست محرم هایم در مسجد قبا و با سخنرانی های آیت الله سید علی محمد دستغیب و مداحی های عارفانه مداحانش می گذرد. آیت الله دستغیب روحانی مهذبی است مانند دایی اش شهید دستغیب، و محور سخنرانی هایش را هم، راههای تهذیب نفس قرار داده و با زبان ساده و دلنشینش همیشه امید شفاعت و عاقبت بخیری می دهد. سبک عزاداری های مسجدهم، نه بیش از حد امروزی است که به ترانه خوانی های لس انجلسی طعنه می زند، و نه آنچنان قدیمی که امثال مرا از پای منبر بلند کند. آنجا از گریز زدنها و بهره برداری های سیاسی هم خبری نیست اگرچه همه می دانند آیت الله دستغیب از خاتمی حمایت کرده و می کند. 

اما آنچه امشب بسیار مرا منقلب و پریشان ساخت داستان دیگری بود. یکی از مداحان مسجد روحانی موقرمزی بود به نام "حاج آقا محسنی" ؛بسیار خوش صدا و پرشور و حرارت. زیباترین اشعار را پیدا می کرد و بسیار دلنشین می خواندشان. در مراسم امشب مطلع شدیم که ایشان به سرطان حنجره مبتلا شده یعنی همان حنجره ای که برای حسین(ع) آنچنان می خواند که من خود شاهد لرزیدن ستونهای مسجد از شکوه صدایش بودم، حال می خواهد او را از پا در بیاورد. امشب آمد و با صدایی آرام و تقریبا خاموش چند بیتی خواند و دقایقی بعد لب فروبست و صدای ضبط شده ی مداحی های سالهای گذشته او به گوش رسید کار جالبی کرده بودند اما دیدم که چون شمع خاموش شده بود این مرد. چه آزمایش سختی! از وقتی این خبر را شنیده ام فقط به این فکر می کنم که امام حسین مهربان آیا راهی برای نجات او فراهم خواهد کرد؟ چیست حکمت این بلا؟ می دانم که برای همه کسانی که از حنجره شان زیاد کار می کشند این تهدید و خطر همواره وجود دارد، اما نمی دانم این ابتلا چرا برای امثال این افراد پیش می آید همانگونه که برای سید ذاکر(مداح کاشانی) پیش آمد و امانش نداد و در مدت یکسال از پا درش آورد. مانده ام در ماجرای این گونه وقایع...

در هر حال؛

 اگر یادتان بود و باران گرفت     دعایی به حال بیابان کنید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 دی1387ساعت 23:37  توسط سیده زینب بحرینی  |