خاتمی آمد و اینبار جسورانه تر و محکم تر ایستاد و از اخلاق و جامعه اخلاقی گفت و از بی اخلاقی ها و بی تدبیری های این چند سال مسئولین کوتاه گله ای کرد و رفت.
این بار آمدن خاتمی و اینچنین استقبال گرم و پرشوری سرآغاز فصل جدید نشاط و پویایی جامعه خواهد بود. محور گفتمان امروز خاتمی اخلاقیات است و این بهترین نکته ای است که در این روزگار باید بر آن تکیه نمود. جامعه ی امروز ایران به علت بی اخلاقی های مسئولین در این چند ساله دچار تنزل اخلاقی بسیار شده و همین موجب بی اعتمادی ها و بی مهری ها میان مردم شده است.
امروز و در جمع نخبگان فارس در باشگاه دانشگاه شیراز اما اتفاق دیگری افتاد که به عنوان یک زن نتوانستم در برابر آن سکوت کنم و بی تفاوت و با آرامش از کنارش بگذرم. پس از آنکه خاتمی از ساختن جامعه ای بر پایه ی اخلاقیات سخن گفت در یک اقدام از پیش طراحی شده،با اولین رفتارهتاکانه در دور سوم کاندیداتوری اش مواجه شد. در میان سخنان خاتمی پسر جوانی یک دقیقه وقت خواست و متنی را خواند که در ابتدا در تمجید خاتمی بود که خاتمی خواست به جای این تمجید ها اصل مطلب را بخواند. او نیز گفت که خاتمی اسلام و مدرنیته را تطبیق داده و مطلب را به ماجرای دست دادن خاتمی با زنان کشاند و گفت که عده زیادی گفتمان تو را نفهمیدند. تو گویی اصل مطلب همان بوده که بحث را در لفافه به اینجا بکشاند. البته خاتمی جواب شایسته ای داد و گفت که من اسلام و مدرنیته را تطبیق نداده ام و از مدرنیته آنچه متناسب با اسلام است را باید برگرفت. جمله ی خاتمی تمام نشده بود که دختری که از میان چادر و مقنعه صورتش به درستی قابل تشخیص نبود با صدایی لرزان و جیغ مانند از میان جمعیت فریاد زد:"یعنی تو با زنها دست ندادی؟ این اسلام است؟ " خاتمی به جمله ای بسنده کرد:" اینها مدرنیته هست اما ما همه ی مدرنیته را قبول نداریم" و دختر جمله ی ناشایستی گفت که بیانش برای یک زن بسیار زننده است.اما چون می دانم که در رسانه ها منعکس نمی شود باید در اینجا عین آن را بیاورم.وی گفت: " اگر من در کنارت ایستاده بودم دوست نداشتی مرا لمس کنی حاج آقا" حرف از دهانش خارج نشده بود که صدای اعتراض جمعیت در نطفه خفه اش کرد. مسئولین انتظامات البته با خارج کردن جمعیت از برخوردهای شدید با وی جلوگیری کردند و او را تا خروج کامل محافظت کردند. اما درد اینجاست که این ماجرا نهایت سقوط اخلاقی جامعه را نشان می دهد که در آن یک زن چنین بی حیا و عفت کلماتی را به زبان آورد که انسان از بازگویی اش هم شرم داشته باشد.
خاتمی رفت. امید که بار دیگر در قامت ریاست جمهوری میزبان اش در شیراز باشیم.



